AD

بهترین سه گانه های دنیای بازی‌های ویدیویی را بشناسید!

0 50

اگر نگاهی به دنیای سرگرمی بیندازیم، می‌بینیم که سه‌گانه‌ها همیشه محبوب بوده‌اند. این موضوع در بازی‌های ویدیویی هم صدق می‌کند. بسیاری از مجموعه‌های معروف و ماندگار بازی، بر پایه‌ی یک سه‌گانه ساخته شده‌اند؛ سه بخشی که شخصیت‌ها، دنیا و خط اصلی داستان را شکل می‌دهند.

بهترین سه گانه های دنیای بازی‌های ویدیویی معمولا با یک بازی قدرتمند شروع می‌شود، در قسمت دوم روایت را عمیق‌تر می‌کند و در بخش پایانی همه‌چیز را به شکلی باشکوه جمع‌بندی می‌کند. در این مسیر، هر قسمت تغییرات و بهبودهایی در گیم‌پلی به همراه دارد تا تجربه‌ای کامل و منسجم ایجاد شود.

گاهی فاصله‌ی زمانی بین اولین و آخرین قسمت زیاد است و همین باعث می‌شود سه‌گانه مثل یک کپسول زمانی عمل کند؛ نشانی از تحول صنعت بازی در گذر سال‌ها که چنین آثاری هم سرگرم‌کننده‌اند و هم به‌نوعی بخشی از تاریخ این صنعت به حساب می‌آیند.

10 مورد از بهترین سه گانه های دنیای بازی‌های ویدیویی

  • توم ریدر  (Tomb Raider)
  • مکس پین (Max Payne)
  • بایوشاک (BioShock)
  • کراش بندیکوت (Crash Bandicoot)
  • اتومبیل‌دزدی بزرگ (Grand Theft Auto)
  • ویچر (The Witcher)
  • دارک سولز (Dark Souls)
  • سوپر ماریو براز (Super Mario Bros)
  • عصر اژدها (Dragon Age)
  • سه‌گانه آرکام بتمن (Batman: Arkham Trilogy)
  • رزیدنت اویل (Resident Evil)
  • خدای جنگ (God of War)
  • متروید پرایم (Metroid Prime)
  • متال گیر سالید (Metal Gear Solid)
  • مس افکت (Mass Effect)

وقتی صحبت از شاهکارهای دنیای بازی‌های ویدیویی می‌شود، سه‌گانه‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند. بسیاری از فرنچایزهای بزرگ تاریخ گیمینگ در قالب سه قسمت اصلی عرضه شدند و توانستند داستانی کامل، شخصیت‌پردازی عمیق و گیم‌پلی اعتیادآور را به گیمرها هدیه دهند. این مجموعه‌ها نه‌تنها استانداردهای جدیدی برای سبک‌های مختلف تعریف کرده‌اند، بلکه نسل‌های مختلف بازیکنان را به خود جذب کرده‌اند. در ادامه، ۱۰ مورد از بهترین سه‌گانه‌های دنیای بازی‌های ویدیویی را معرفی می‌کنیم که هرکدام بخشی ماندگار از تاریخ گیمینگ را رقم زده‌اند.

توم ریدر :سه‌گانه‌ای پر از رمز و راز و ماجراجویی

توم ریدر :سه‌گانه‌ای پر از رمز و راز و ماجراجویی

سه‌گانه‌ی مدرن و خارق‌العاده‌ی Tomb Raider که اغلب با عنوان سه‌گانه‌ی بازمانده (Survivor Trilogy) شناخته می‌شود، بازسازی شجاعانه‌ای از فرنچایز قدیمی Tomb Raider است. استودیویCrystal Dynamics  توانست جوهره‌ی اصلی آنچه بازیکنان از یک بازی Tomb Raider انتظار دارند را حفظ کند، در حالی که شخصیت لارا کرافت را با داستانی واقع‌گرایانه‌تر از نو معرفی کرد.

لارا در آغاز این سه‌گانه شخصیتی آسیب‌پذیر و ساده‌لوح است، اما در طول داستان شاهد دگرگونی او به یک ماجراجوی نترس و شکارچی گنج می‌شویم؛ شخصیتی که بازی‌های کلاسیک Tomb Raider همیشه از او تصویر می‌ساختند. تماشای این تحول بخش کلیدی جذابیت سه‌گانه‌ی بازمانده است، اما گیم‌پلی بازی نیز چیزی از این داستان کم ندارد.

بازی‌های مدرن Tomb Raider تا حد زیادی از عناوین اکشن و ماجراجویی الهام‌گرفته‌اند، همان‌هایی که خود این فرنچایز الهام‌بخش آن‌ها بوده است (مانند Uncharted) نتیجه‌ی این الهام، یکی از بهترین ماجراجویی‌های سوم‌شخص در دنیای جهان‌باز است که با مکانیزم‌های مبارزه و جابه‌جایی عالی در سه محیط متنوع ارائه می‌شود.

 

مکس پین :روایت یک قهرمان شکسته

مکس پین :روایت یک قهرمان شکسته

سه‌گانه‌یMax Payne که حاصل همکاری Remedy وRockstar است، یکی از برترین فرنچایزهای تیراندازی سوم‌شخص به‌شمار می‌رود. نخستین نسخه‌ی این سری، عامل اصلی محبوب شدن مکانیک معروف bullet-time (حرکت آهسته‌ی سینمایی در زمان تیراندازی) بود؛ همین نوآوری برای قرار گرفتن در این فهرست کافی است، اما چیزی که این سه‌گانه را ماندگار کرده، سیر تحول شخصیت اصلی، یعنی مکس پین است.

بازی اول یک شوتر سوم‌شخص بی‌نقص بود که با الهام از فیلم‌های جان وو و بلاک‌باسترهایی چون The Matrix، گیم‌پلی، حرکت و تیراندازی فوق‌العاده‌ای ارائه داد. نسخه‌ی دوم با بهبود جلوه‌های بصری همان مسیر را ادامه داد، اما اوج در نسخه‌ی سوم شکل گرفت که اولین تجربه‌ی کاملا مستقلRockstar با این فرنچایز بود و بهترین بازی این سه‌گانه به‌حساب می‌آید.

در Max Payne 3، بازیکن دوباره کنترل کارآگاه بازنشسته را در دست می‌گیرد که حالا به‌عنوان کارآگاه خصوصی کار می‌کند. در جریان یک پرونده، مکس به برزیل می‌رود و درگیر توطئه‌ای از آدم‌ربایی و اخاذی می‌شود که دوباره او را به همان سبک تیراندازی قدیمی‌اش بازمی‌گرداند.

اما آنچه قسمت سوم را خاص می‌کند، تصویر مردی شکسته است؛ کسی که پس از سال‌ها زندگی در لبه‌ی پرتگاه، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و همین، او را به خطرناک‌ترین مرد دنیا تبدیل می‌کند.

بایوشاک :سه‌گانه‌ای که فلسفه و اکشن را در هم آمیخت

بایوشاک :سه‌گانه‌ای که فلسفه و اکشن را در هم آمیخت

سه‌گانه‌یBioShock  شاید بهترین سری بازی‌های شوتر اول‌شخص داستان‌محور باشد که ترکیبی از گان‌پلی رضایت‌بخش و توانایی‌های فرابشری را با داستان‌های علمی‌تخیلی عمیق و فلسفی پیوند می‌دهد. البته، در مورد بازی‌های BioShock، محیط‌هایی که هر نسخه در آن جریان دارد به همان اندازه انتخاب قهرمانان و شخصیت‌های منفی مهم هستند.

شهر زیرآبیRapture  در BioShock و BioShock 2 و شهر هوابردColumbia در BioShock: Infinite از بزرگ‌ترین و جذاب‌ترین محیط‌های شوتر اول‌شخص در تاریخ ژانر به‌شمار می‌روند. هوش مصنوعی هوشمند دشمنان و تنوع گسترده توانایی‌ها باعث می‌شود هیچ دو رویارویی‌ای شبیه هم نباشند.

فراتر از گیم‌پلی هر بازی، سری BioShock پرسش‌های مهمی درباره‌ی طبیعت اراده‌ی آزاد و وجود مطرح می‌کند. علاوه بر این، پایان ظریف و هوشمندانه‌ی BioShock: Infinite که به آغاز نسخه‌ی اول مرتبط می‌شود، یک حلقه‌ی زمانی شگفت‌انگیز ایجاد می‌کند که هر سه بازی را به شکلی بی‌سابقه به هم متصل می‌کند.

با روایت‌های عمیق و قابل تأمل، طراحی هنری خیره‌کننده و گیم‌پلی بی‌نقص شوتر اول‌شخص، سری BioShock یکی از آن تجربه‌هایی است که هر بازیکنی باید حداقل یک بار آن را تجربه کند.

کراش بندیکوت :سه‌گانه‌ای که کودکی یک نسل را ساخت

کراش بندیکوت :سه‌گانه‌ای که کودکی یک نسل را ساخت

گرچه پیش از آن هم پلتفرمرهای سه‌بعدی وجود داشتند، اما تا پیش از عرضه‌یSuper Mario 64 تجربه‌ای بی‌نقص از این ژانر در اختیار بازیکنان نبود. اما خیلی زود، سونی هم وارد میدان شد؛ با همکاری استودیوی نوظهور Naughty Dog و عرضه‌ی بازی‌ای که بعدها به یک نماد تبدیل شد: Crash Bandicoot.

اولین نسخه‌ی Crash Bandicoot تنها عنوانی بود که می‌توانست با اولین تجربه‌ی سه‌بعدی ماریو رقابت کند. طراحی بی‌نقص، گیم‌پلی هوشمندانه و سبک هنری منحصربه‌فرد، کراش را به شخصیت نمادین پلی‌استیشن در نسل پنجم کنسول‌ها تبدیل کرد.

موفقیت این بازی باعث شد که سونی ادامه‌ی آن را الزامی بداند. Crash Bandicoot 2: Cortex Strikes Back وCrash Bandicoot: Warped با اضافه کردن مکانیک‌های جدید، باس‌فایت‌های چالش‌برانگیز و طراحی صوتی و بصری خارق‌العاده، فرمول بازی اول را تکامل بخشیدند و نشان دادند این فرنچایز چقدر در یک نسل کنسولی پیشرفت کرده است.

به لطف انتشارCrash Bandicoot N-Sane Trilogy برای کنسول‌های مدرن و PC خوشبختانه امروزه تجربه‌ی این سه‌گانه بسیار راحت‌تر شده است. این بازی‌ها هنوز هم به‌اندازه‌ی ۳۰ سال پیش، سرگرم‌کننده و باطراوت‌اند.

اتومبیل‌دزدی بزرگ :سه‌گانه‌ی Grand Theft Auto

اتومبیل‌دزدی بزرگ :سه‌گانه‌ی Grand Theft Auto

حتی اگر یک مجموعه، بهترین فرنچایز تاریخ روی یک کنسول خاص نباشد، بعضی از عناوین هستند که فراتر از خود بازی‌ها می‌روند و به یک پدیده در فرهنگ عامه تبدیل می‌شوند. چنین وضعیتی را در مورد سه‌گانه‌ی Grand Theft Auto روی کنسول PlayStation 2 شاهد هستیم. این سه بازی، هم در شکل‌دهی آینده‌ی بازی‌های اکشن نقش مهمی داشتند و هم در تبدیل بازی‌های ویدیویی از یک سرگرمی خاص و محدود به صنعتی جریان‌ساز و فراگیر.

البته، این‌ها فقط از لحاظ تأثیر فرهنگی اهمیت ندارند؛ بلکه واقعا برخی از بهترین بازی‌های پلی‌استیشن نیز هستند که صدها ساعت سرگرمی در محیط‌های سندباکس جهان‌باز و پرجزئیات خود ارائه می‌دهند.

گذار از دید ایزومتریک بالا به پایین در GTA و GTA 2 به دنیای سه‌بعدی جهان‌باز در GTA III، به اندازه‌ی گذار ازLegend of Zelda  بهOcarina of Time  قابل مقایسه و انقلابی بود؛ تحولی بنیادین در طراحی بازی‌های اکشن که قالب اصلی بازی‌های جهان‌باز مدرن را پایه‌گذاری کرد.

راک‌استار با عرضه‌ی دو دنباله یعنی Vice City و San Andreas، این فرمول را ارتقا داد. این دو بازی، نقدهای طنازانه‌ای از افراط‌گرایی دهه‌ی ۸۰ و آشوب‌های باندی اوایل دهه‌ی ۹۰ آمریکا هستند، همراه با موسیقی‌متن‌هایی بی‌نظیر و متناسب با فضای زمانی هر بازی.

ویچر :سه‌گانه‌ای از جادو، شمشیر

ویچر :سه‌گانه‌ای از جادو، شمشیر

مجموعه‌ی The Witcher ساخته‌ی CD Projekt Red، نه‌تنها یکی از بهترین سه‌گانه‌های نقش‌آفرینی است، بلکه به‌نوعی تاریخچه‌ی تکامل این ژانر را نیز در خود دارد. با هر قسمت، ویچر از یک بازی نسبتاً خام و خاص‌پسند به یک فرنچایز برنده‌ی جوایز Game of the Year تبدیل شد که اوج گیم‌پلی و روایت داستان در سبک RPG را نمایندگی می‌کند.

هر سه بازی این مجموعه، از نظر نویسندگی و شخصیت‌پردازی بسیار قوی‌اند و به‌شدت از رمان‌هایی که بر اساس آن‌ها ساخته شده‌اند الهام می‌گیرند. اما بدون تردید،The Witcher 3  نقطه‌ی اوج این مجموعه و یکی از برترین بازی‌های نقش‌آفرینی تاریخ است. گرچه دو بازی اول هم جذابیت‌های خاص خود را دارند، اما دیدن روند تکامل این مجموعه از نسخه‌ی اول تا سوم، نمونه‌ی قابل‌توجهی از پیشرفت تدریجی و موفق یک استودیو در طراحی و توسعه‌ی بازی است.

رمز موفقیت ویچر در ساخت دنیایی زنده و شخصیت‌محور است؛ به‌گونه‌ای که هر منطقه‌ی قابل تعامل در این سه‌گانه واقعی و باورپذیر حس می‌شود. حتی ماموریت‌های فرعی هم ارزش پیگیری دارند و مبارزات بازی صرفا به حرکات ساده‌ی شمشیرزنی محدود نمی‌شود. استراتژی، برنامه‌ریزی و تأمل در انتخاب‌ها نقش پررنگی دارند، و همین پیچیدگی و جدیت تجربه‌ی ویچر را به یکی از بهترین بازی‌های نقش‌آفرینی تبدیل می‌کند.

دارک سولز : سه‌گانه‌ای برای محک زدن صبر

دارک سولز : سه‌گانه‌ای برای محک زدن صبر

همان‌گونه که سه‌گانه‌ی GTA در دوران PS2 الهام بخش نسل‌های بعدی بازی‌های جهان‌باز شد، سه‌گانه‌ی Dark Souls ساخته‌ی FromSoftware نیز به‌تنهایی خالق محبوب‌ترین زیرژانر بازی‌های نقش‌آفرینی اکشن مدرن یعنی Soulslike بود.

بر پایه‌ی الگوی اولیه‌ای که درDemon’s Souls  سال ۲۰۰۹ طراحی شد، دارک سولز دنیایی تاریک، به‌هم‌پیوسته و فانتزی را ارائه می‌دهد که با مبارزاتی دقیق، دشوار و مکانیکی، آزادی وسیع در ساخت شخصیت، و نبردهای حماسی با باس‌های به‌یادماندنی همراه است. این عناصر ملموس تنها بخشی از جذابیت دارک سولز هستند؛ چیزی که این مجموعه را به سطحی فراتر می‌برد، ویژگی‌های نامرئی و منحصر‌به‌فرد آن است.

نخستینDark Souls  در زمانی منتشر شد که بازی‌های اکشن به سمت سادگی و راهنمایی بیش از حد بازیکن گرایش پیدا کرده بودند. در مقایسه، دارک سولز رویکردی متفاوت اتخاذ کرد؛ هیچ چیز را به بازیکن نمی‌گوید و او را به‌دفعات شکست می‌دهد تا از آن شکست‌ها بیاموزد.

دارک سولز نه‌فقط روند طراحی بازی‌های نقش‌آفرینی اکشن را متحول کرد، بلکه عصری نو را آغاز کرد که یادآور دوران طلایی بازی‌های 8 و 16 بیتی سخت اما منصفانه بود. در این مسیر، استودیوی FromSoftware رشد کرد و این فرمول را آن‌قدر صیقل داد تا در پایان با عرضه‌ی Dark Souls III آن را با شکوه به پایان برساند.

سوپر ماریو براز :سه‌گانه‌ای که تاریخ بازی‌های ویدیویی را نوشت

سوپر ماریو براز :سه‌گانه‌ای که تاریخ بازی‌های ویدیویی را نوشت

یکی از نخستین سه‌گانه‌های واقعی دنیای بازی‌های ویدیویی، و همچنان یکی از بهترین‌ها، سه‌گانه‌ی اصلی Super Mario Bros. است که برای کنسول NES عرضه شد. هر یک از این پلتفرمرهای ۸ بیتی، جنبه‌ای متفاوت از فرنچایز ماریو را به نمایش می‌گذارند.

بازی نخست، پایه‌گذار سبک پلتفرمینگ و معرفی‌کننده‌ی شخصیت لوله‌کش دوست‌داشتنی نینتندو و دنیای Mushroom Kingdom بود. بازی دوم (نسخه‌ی غربی) بازیکنان را به دنیایی رویایی به نامSubcon  می‌برد و در پایان، بازی سوم، نه‌تنها بهترین بازی این سه‌گانه، بلکه یکی از بهترین عناوین کنسول NES به‌شمار می‌رود.

درست مثل دیگر مجموعه‌هایی که در این فهرست آمده‌اند، تفاوت بین نسخه‌ی اول و سوم ماریو بسیار زیاد است. تنها در چند سال،Shigeru Miyamoto  موفق شد هم این ژانر را خلق کند و هم آن را به کمال برساند. گیم‌پلی خارق‌العاده‌ی Super Mario Bros. 3 پایه‌گذار موفقیت Super Mario World روی SNES شد.

در حالی که اولین نسخه باعث شهرت جهانی نینتندو و شخصیت ماریو شد، سومین نسخه این فرنچایز را به یکی از ستون‌های اصلی دنیای بازی‌های ویدیویی تبدیل کرد.

عصر اژدها :سه‌گانه ای از تصمیمات سخت

عصر اژدها :سه‌گانه ای از تصمیمات سخت

اگر بخواهیم درباره‌ی استودیوی کانادایی BioWare فقط یک نکته بگوییم، این است که این تیم درک عمیقی از مؤلفه‌هایی دارد که باعث موفقیت یک بازی نقش‌آفرینی می‌شود. BioWare با آثاری افسانه‌ای مانند Baldur’s Gate و Star Wars: Knights of the Old Republic، خیلی زود خودش را به‌عنوان یکی از قطب‌های طراحی RPG‌های پیچیده مبتنی بر قواعد Dungeons & Dragons معرفی کرد.

در حالی که بخشی از تیم BioWare در حال ساخت شاهکار علمی تخیلی و فضایی خود یعنی Mass Effect بود، تیم دیگری از این استودیو مأمور ساخت یک نقش‌آفرینی فانتزی مدرن شد که یادآور عمق مکانیکی بازی‌های اولیه‌شان باشد نتیجه این تلاش، مجموعه‌ای بود که به نام Dragon Age شناخته می‌شود.

بازی‌های Dragon Age ویژگی منحصربه‌فردی دارند: ورود به آن‌ها آسان است و سیستم‌ها و مکانیک‌هایشان به خوبی آموزش داده می‌شوند، اما در ادامه به عمقی از استراتژی و مهارت می‌رسند که بازیکنان حرفه‌ای را به چالش می‌کشد. گرچه نسخه‌ی دوم (Dragon Age II) با تمرکز بیشتر روی اکشن، از مسیر همیشگی فاصله گرفت، اما Dragon Age: Inquisition نه‌تنها بهترین بازی این سه‌گانه بود، بلکه در نخستین مراسم The Game Awards در سال ۲۰۱۴، عنوان بازی سال را نیز از آن خود کرد.

اکنون BioWare در حال ساخت نسخه‌ی بعدی با نام Dragon Age: Dreadwolf است، اما سه گانه برتر دنیای بازی ابتدایی این مجموعه، همیشه یکی از درخشان‌ترین دستاوردهای این استودیو باقی خواهد ماند.

سه‌گانه آرکام بتمن :سه‌گانه‌ اکشن تاریخ

سه‌گانه آرکام بتمن :سه‌گانه‌ اکشن تاریخ

در میان تمام سه‌گانه‌های اکشن تاریخ بازی‌ها، کمتر مجموعه‌ای می‌تواند به گرد پای سه گانه برتر دنیای بازی Batman: Arkham ساخته‌ی استودیوی Rocksteady برسد. این مجموعه که باArkham Asylum آغاز شد، نخستین بازی بود که توانست بتمن را نه‌فقط به‌عنوان یک مبارز نقاب‌دار، بلکه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین کارآگاهان دنیا به تصویر بکشد.

هر قسمت، فرمول نسخه‌ی قبلی را گسترش می‌دهد و مرزهای طراحی یک بازی ویدیویی درباره‌ی بتمن را جابه‌جا می‌کند. Asylum فضایی ترسناک و فشرده دارد که شبیه به یک بازی بقای روان‌شناختی است. City به جهان‌باز می‌رود و تجربه‌ای اکشن و گسترده خلق می‌کند، و Knight این فرمول را با گسترش قابلیت‌های حرکت و مبارزه‌ی بتمن به اوج می‌رساند.

داستان‌ها و گیم‌پلی در این سه‌گانه درک عمیقی از شخصیت بتمن و دنیای او دارند، و همین باعث شده این سه بازی الگوی اصلی دوران شکوفایی مدرن بازی‌های ویدئویی ابرقهرمانی شوند. بدون Arkham City، احتمالا هیچ‌وقت مجموعه‌های موفقی مانند Spider-Man از استودیوی Insomniac خلق نمی‌شدند. ریسک Rocksteady برای خلق اثری که به ریشه‌ها و شخصیت‌ها احترام می‌گذارد، سطح انتظارات را برای اقتباس‌های کامیکی در بازی‌های ویدیویی بالا برد.

رزیدنت اویل : سه‌گانه‌ای که ترس را به خانه‌های گیمرها آورد

رزیدنت اویل : سه‌گانه‌ای که ترس را به خانه‌های گیمرها آورد

گرچه مجموعه‌ی Resident Evil اکنون به نسخه‌ی نهم نزدیک می‌شود، اما سه‌گانه‌ی اولیه روی PlayStation 1 همچنان یکی از بهترین دوره‌های تاریخ بازی‌های ویدیویی به‌حساب می‌آید. نخستین بازی در این مجموعه موفقیت بزرگی برای پلی‌استیشن بود و نشان داد که بازی‌ها، هم‌پای بازیکنانشان در حال بلوغ هستند به همین دلیل ساخت دنباله اجتناب‌ناپذیر بود.

پس از چند تجربه‌ی نیمه‌کاره، نسخه‌های دوم و سوم در سال‌های ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ منتشر شدند و نه‌تنها مکانیک‌ها و گیم‌پلی نسخه‌ی اول را بهبود بخشیدند، بلکه داستان شیوع زامبی در شهر راکون و دخالت شرکت آمبرلا را به سرانجام رساندند.

از نظر گیم‌پلی و داستان، این سه‌گانه، بنیان‌گذار تمام اتفاقات بعدی مجموعه بود. کنترل‌های تانکی و دوربین‌های ثابت نسخه‌های اولیه، بعدها جای خود را به تحول عظیم نسخه‌ی چهارم دادند، اما شخصیت‌ها و اتفاقات این سه‌گانه‌، شالوده‌ی دنیای RE و سرنوشت قهرمانان و دشمنانش را تعیین کردند. فراموش نکنیم که نسخه‌ی اول سبک ترس و بقا را تعریف کرد و در تاریخ بازی‌سازی جاودانه شد و این واقعیت که دو دنباله‌ی PS1 حتی بهتر بودند، فقط شیرینی کار را بیشتر کرده است.

خدای جنگ :سه‌گانه‌ای پر از انتقام

خدای جنگ :سه‌گانه‌ای پر از انتقام

گرچه بازی‌هایGod of War (2018) و Ragnarok  جزو بهترین آثار تاریخ سونی به شمار می‌روند، اما بدون سه گانه های دنیای بازی‌های ویدیویی اصلی این مجموعه، هیچ‌یک از آن‌ها شکل نمی‌گرفت. اولین حماسه‌ی کریتوس از درخشان‌ترین سه‌گانه‌های اکشن روی PS2 و PS3 بود که ژانر شخصیت‌محور را جان تازه‌ای بخشید و کریتوس را به یکی از نمادهای اصلی سونی تبدیل کرد.

بازی نخست، مبارزاتی اعتیادآور و صحنه‌هایی با مقیاس عظیم داشت که تا آن زمان در هیچ بازی دیگری دیده نشده بود. قسمت دوم، همان عناصر محبوب را به سطحی جدید برد. پایان این سه‌گانه روی PS3 یعنی God of War III، اگرچه با تأخیرهای زیادی روبه‌رو شد، اما پایانی باشکوه بر دوران کریتوس در اسطوره‌شناسی یونان بود.

مانند نسخه‌ی اول، GOW III هم با عظمت و ابعاد عظیم طراحی شد؛ از محیط‌هایی خیره‌کننده گرفته تا نبردهایی با دشمنانی که تمام صفحه را پر می‌کردند. این بازی‌ها شاید امروز بخشی از گذشته باشند، اما هنوز هم مانند کپسول زمانی‌ هستند از یکی از طلایی‌ترین دوره‌های ژانر اکشن.

متروید پرایم :سه‌گانه‌ای علمی و تخیلی

متروید پرایم :سه‌گانه‌ای علمی و تخیلی

تبدیل مجموعه‌ی سنتی دوبعدیMetroid  به یک تجربه‌ی سه‌بعدی، ریسکی بزرگ برای نینتندو بود ریسکی که سرانجام به موفقیتی بزرگ تبدیل شد. سه گانه برتر دنیای بازی Metroid Prime نه‌تنها از معدود مترویدوانیای سه‌بعدی است، بلکه بازیکن را به دورانی قبل از وقایع اولین بازی متروید می‌برد. جایی که ساموس برای اولین بار با Space Pirates روبه‌رو می‌شود و نقشه‌ی آن‌ها برای سلطه‌ی کهکشانی با استفاده ازMetroids  را کشف می‌کند.

گرچه روایت، طرفداران را جذب می‌کند، آنچه آن‌ها را پای بازی نگه می‌دارد، ترکیب فوق‌العاده‌ی شوتر اول‌شخص با سکوبازی اکشن است. برخلاف بسیاری از سه‌گانه‌های این فهرست که قسمت سومشان بهترین است، Metroid Prime 1 همچنان بهترین نسخه‌ی این مجموعه است. گاهی بزرگ‌تر بودن به‌معنای بهتر بودن نیست؛ و تلاش موفق Prime 1 برای ساخت یک نقشه‌ی جهان‌باز به‌هم‌پیوسته، از تجربه‌ی تغییر بُعد درEchoes  یا سیاره‌گردی درCorruption  پیشی می‌گیرد.

در هر حال،Metroid Prime Trilogy  یکی از بهترین مجموعه‌های انحصاری نینتندو است و طرفداران مشتاق‌اند تا بالاخره روزیMetroid Prime 4  نیز از راه برسد.

متال گیر سالید:سه‌گانه‌ای با داستانی پیچیده و فراموش نشدنی

متال گیر سالید:سه‌گانه‌ای با داستانی پیچیده و فراموش نشدنی

هیدئو کوجیما یکی از برجسته‌ترین خالقان دنیای بازی است و همین موضوع باعث می‌شود همه‌ی آثار دیگرش در قیاس با شاهکارهای ابتدایی Metal Gear Solid سنجیده شوند. این سه‌گانه، نسخه‌ی سه‌بعدی بازی‌های MSX بود که فرمول بازی‌های اکشن زمان خود را زیر سؤال می‌برد و بازیکن را وادار به پنهان‌کاری به‌جای درگیری مستقیم می‌کرد. MGS نخستین نسخه‌ای بود که این فرمول را در قالب سه‌بعدی عرضه کرد و عملاً ژانر مخفی‌کاری مدرن را بنیان نهاد.

دو دنباله روی PS2 این مسیر را ادامه دادند. در MGS2 داستان Solid Snake پی گرفته شد و در MGS3: Snake Eater بازیکن به دوران جنگ سرد بازگشت و این‌بار در نقش شخصیت منفی اصلی سری یعنی Big Boss بازی کرد. Snake Eater از نظر بسیاری بهترین بازی سری است، پایانی باشکوه برای دوران PS2 و متال گیرهای کلاسیک. این بازی با رها کردن سبک و سیاق دو نسخه‌ی قبل، محیطی جنگلی و گسترده معرفی کرد و یکی از احساسی‌ترین و تأثیرگذارترین داستان‌های تاریخ بازی‌ها را رقم زد.

مس افکت:سه گانه ای با ارتباط واقعی

مس افکت:سه گانه ای با ارتباط واقعی

تعداد کمی از سه گانه های دنیای بازی‌های ویدیویی، به اندازه‌ی Mass Effect ارتباطی واقعی و معنادار بین نسخه‌هایشان دارند. چیزی که این سه‌گانه را به بهترین در نوع خود تبدیل می‌کند، اهمیت تصمیم‌های بازیکن در طول همه‌ی بازی‌هاست؛ تصمیم‌هایی که در گذر صدها ساعت تأثیر خود را نشان می‌دهند.

بازی اول شخصیت‌ها، دنیا و درگیری اصلی را معرفی می‌کند. نسخه‌ی دوم، مسیر را تاریک‌تر و غیرمنتظره‌تر می‌سازد و پایان باز و مبهمی دارد. و نسخه‌ی سوم، در کمال شگفتی، موفق می‌شود پایانی رضایت‌بخش ارائه دهد که به بازیکن اجازه می‌دهد بر سفر عظیمش در این دنیای دیجیتال تأمل کند.

آنچه Mass Effect را ویژه می‌کند، این است که بازی کردن تنها یکی از قسمت‌ها، یعنی از دست دادن ده‌ها ساعت روایت معنادار، رشد شخصیت‌ها و لحظاتی که شما را عمیقا به هم‌تیمی‌هایتان وابسته می‌کند. هر داستان فرعی که بازیکن تجربه می‌کند، به‌اندازه‌ی خط اصلی داستان اهمیت دارد و به همین دلیل، پایان این سه‌گانه حسی مانند خداحافظی صمیمانه با دوستان قدیمی دارد.

چرا سه‌گانه‌ها نقطه اوج دنیای بازی‌های ویدیویی هستند؟

بهترین سه گانه های دنیای بازی‌های ویدیویی فراتر از یک سری چندبخشی ساده‌اند؛ آن‌ها روایت‌هایی منسجم، شخصیت هایی فراموش نشدنی و تجربه‌هایی ماندگار خلق می‌کنند که گیمرها را برای سال‌ها همراه خود نگه می‌دارند. از اکشن نفس‌گیر God of War و Max Payne گرفته تا نقش‌آفرینی‌های عمیق The Witcher و Mass Effect یا جهان‌های نمادین GTA و BioShock، هر سه‌گانه نه‌تنها بخشی از تاریخ بازی‌سازی است، بلکه نشان می‌دهد چگونه صنعت گیم در گذر زمان تکامل یافته و استانداردهای جدیدی تعریف کرده است.

این مجموعه‌ها به ما یادآوری می‌کنند که بازی‌های ویدیویی فقط سرگرمی نیستند، بلکه تجربه‌هایی داستان‌محور، هنری و فرهنگی‌اند که می‌توانند نسل‌های مختلف را دور یک دنیای مشترک گرد هم بیاورند. به همین دلیل است که سه‌گانه‌های موفق همیشه جایگاهی ویژه در قلب گیمرها و تاریخ بازی‌سازی دارند.

سوالات متداول

سه‌گانه در بازی های ویدیویی به چه معناست؟

سه‌گانه به مجموعه‌ای از سه بازی اصلی در یک فرنچایز گفته می‌شود که خط داستانی، شخصیت‌ها و دنیای بازی را کامل می‌کند. معمولا هر قسمت بر پایه نسخه قبلی ساخته شده و در پایان، روایت به شکلی منسجم جمع‌بندی می‌شود.

چرا سه‌گانه‌ها محبوبیت زیادی بین گیمرها دارند؟

زیرا تجربه‌ای کامل و پیوسته از داستان و گیم‌پلی ارائه می‌دهند. بازیکن می‌تواند رشد شخصیت‌ها، تکامل مکانیک‌ها و تحول دنیای بازی را در طول سه قسمت دنبال کند؛ چیزی که در بازی‌های تک‌قسمتی کمتر دیده می‌شود.

آیا همه ی فرنچایزهای بزرگ سه‌گانه دارند؟

خیر برخی فرنچایزها مانند Call of Duty یا Assassin’s Creed ساختار چندبخشی و نامحدود دارند. اما بسیاری از آثار ماندگار تاریخ گیم مانند The Witcher، Mass Effect و Max Payne به‌صورت سه‌گانه عرضه شده‌اند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.